مقالات

اصول برنامه ریزی درسی قسمت دوم از امیر مسعودی

اصول برنامه ریزی درسی قسمت دوم از امیر مسعودی

اصل دوم: میزان ساعت مطالعه روزانه

رایج‌ترین سؤال داوطلبان از من و سایر مشاورین به‌طورقطع این است که: روزی چند ساعت بخونیم خوبه؟! و من هم اولش به شوخی میگم هرچی بیشتر بهترJ اما بهتر است به این سؤال از راه اثبات بازگشتی پاسخ دهیم! یعنی اینکه؛ بگوییم ما چند ساعت در روز زمان در اختیارداریم و از این‌زمانی که در دست داریم چند ساعتش را باید مطالعه کنیم؟ لطفاً به نمودار‌های زیر توجه کنید:

البته این ساعت‌ها با توجه به ساعت مدرسه شما می‌تواند متغیر باشد یعنی؛ ممکن است مثلاً شما در یک روز فقط دو زنگ (3 ساعت) به مدرسه بروید پس می‌توانید در این روز ساعت مطالعه خود را به بیشتر از شش ساعت برسانید و همواره یک نکته را به خاطر داشته باشید: شاه‌کلید موفقیت، استفاده بهینه از زمان می‌باشد.

روزهای تعطیل: حدود 10 تا 12 ساعت مطالعه روزانه
روزهای مدرسه: حدود 5 تا 6 ساعت مطالعه روزانه

و یک نکته مهم: اگر فکر می‌کنید که این مقدار ساعت مطالعه زیاد است، باید بدانید که: موفقیت در هر مرحله از زندگی نیازمند تمرکز بر روی یک موضوع خاص است. ویلیام متیوس می‌گوید: «نخستین قانون موفقیت تمرکز کردن است. همه انرژی خود را مصروف یک نقطه کنید، مستقیماً به سروقت این نقطه بروید، نه به راست نگاه کنید و نه به چپ»

یادمان نرود که اشعه خورشید تا متمرکز نشود نمی‌سوزاند.

و برای رسیدن به این مقدار ساعت مطالعه در روز، ابتدا 2 هفته ساعت مطالعه خود را ثبت کنید و در عرض 3 هفته، ساعت مطالعه خود را به حد استاندارد نزدیک کنید. البته به‌صورت تدریجی!

اصل سوم: تنوع مطالعاتی

یکی از مهارت‌های لازم برای داوطلبان کنکور توانایی انتقال ذهنی (Mental transition) است. شما باید توانایی پاسخ به چندین درس را در کنار هم داشته باشید. بهترین راهکار برای ایجاد این مهارت، ایجاد تنوع در مطالعه دروس است. این کار سبب دفعات مرور بیشتر دروس در هفته نیز می‌شود که نتیجه آن یادآوری بهتر دروس می‌باشد. در روزهایی که مدرسه می‌روید حداقل 2 عنوان و در روزهایی که تعطیل هستید حداقل 4 عنوان درس بخوانید.

روزهای تعطیل: 4 عنوان
روزهای مدرسه: 2 عنوان

اصل چهارم: ایجاد شناوری در برنامه

لطفاً به این دو سؤال صادقانه پاسخ دهید!

سؤال اول: چند بار تا به امروز برای خود برنامه‌ریزی کرده‌اید؟
سؤال دوم: (سؤال مهم‌تر!) چقدر از این برنامه‌ریزی که انجام داده‌اید را اجرا کرده‌اید؟!

به نظرم بهتره سؤالم را این‌طوری بیان کنم: چرا برنامه‌ها روی کاغذ فقط قشنگ‌‌اند اما وقتی پای عمل می‌رسد نه؟! شاید بعد از پاسخ به این سؤالات ناراحت شوید و احساس ناکامی به شما دست داده باشد و یاد شکست‌های گذشته خود بیفتید اما نکته مهم این است که با استفاده از اصل ایجاد شناوری در برنامه تا حدود زیادی مشکل شما در اجرای برنامه حل خواهد شد. ما باید زمانی را در برنامه پیش‌بینی کنیم که اگر حوادث غیرمترقبه‌ای باعث شد که نتوانستید برنامه‌ی پیش‌بینی‌شده خود را انجام دهید، بتوانید آن را بعداً جبران کنید.

در برنامه هر هفته 10% از کل برنامه مطالعاتی را به واحد مطالعه (جبرانی/درس ضعیف) اختصاص دهید و نام یکی از درس‌های ضعیف خود را زیرخط کسری بنویسید. اگر در طول هفته و قبل از مطالعه‌ی جبرانی، تمام پیش‌بینی‌های خود را اجرا کردید، در واحد مطالعه جبرانی، درس ضعیف خود را بخوانید. وجود واحد جبرانی در برنامه نباید باعث اهمال‌کاری و تنبلی در شما شود بلکه واحد جبرانی وظیفه‌اش فقط سبب ایجاد آرامش خاطر در شما برای اجرای کامل برنامه است.
10% از کل برنامه مطالعاتی را به واحد مطالعه (جبرانی/درس ضعیف) اختصاص دهید.

اصل پنجم: واحد مرور روزانه

حتماً شنیده‌اید که باید در برنامه روزانه خود دروس را مرور کنید؛ اما مرور داریم تا مرور! همه به ما فقط می‌گویند مرور کن، اما نمی‌گویند به چه شکل مرور کنیم؟ در چه ساعتی؟ هرچند وقت یک‌بار؟ از روی چه منبعی مرور را باید انجام دهیم؟ آیا از روی جزوه و کتاب بخوانیم یا باید کار دیگری انجام دهیم؟ روانشناسی در رابطه با مرور چه می‌گوید؟ داوطلبان برتر چگونه مرور انجام دادند؟ و …

در فصل بعد در رابطه با مرور به تفضیل به شما خواهم گفت. ما فقط در این حد بدانید که یک بازه 30 دقیقه‌ای را هر شب باید به مرور اختصاص دهیم.

هر شب 20 الی 60 دقیقه مرور ذهنی!

اصل ششم: ز نیرو بود …

حتماً متوجه شدید از تیتر این اصل که می‌خواهم در رابطه با چه چیزی با شما صحبت کنم. بله ورزش. ما شاید خیلی‌ها اینجا در برابر من گارد گرفته‌اند که آقا ما فقط می‌خواهیم درس بخوانیم، وقت این‌جور کار‌ها را نداریم. بله من هم با شما موافقم. شما نباید وقتتان را تلف کنید؛ اما ورزش روزانه اتلاف وقت نیست، بلکه یک سرمایه‌گذاری جهت افزایش اعتمادبه‌نفس و کارایی بدن ما می‌باشد. چرا؟ چون انجام فعالیت جسمی منجر به تشدید فشار وارده بر بدن می‌شود و همین عامل باعث افزایش طبیعی ترشح هورمون آندروفین می‌گردد که در صورت ورود فشار به بدن ترشح می‌شود.

آندروفین هورمونی است که در فرد ایجاد سرخوشی کرده و احساس درد را به شکل چشمگیری کاهش می‌دهد، به همین دلیل پس از انجام حرکات ورزشی بخصوص از نوع هوازی شخص ورزشکار احساس شادابی می‌کند.

درواقع آندروفین یک نوع ماده مخدر طبیعی در بدن انسان است که فعالیت جسمی، ترشح این ماده را تشدید کرده و با این وصف فرد با بهره‌مند شدن از این هورمون احساس شادابی و امیدواری می‌کند و نشانه‌های افسردگی به شکل چشمگیری کاهش می‌یابند.

پس روزانه به مدت 30-20 دقیقه در میانه روز و یا عصر (نه شب!) به انجام ورزش‌های هوازی ساده (مثل پیاده‌روی سریع، طناب زدن، جاگینگ، دراز و نشست و …) بپردازید.
در میانه روز 20 دقیقه ورزش هوازی ساده

اصل هفتم: (مهم‌تر از همه، البته ازنظر شما!) تفریح

در ماه‌های بهمن و اسفند یک مریضی در بین داوطلبان کنکور شایع می‌شود که ما اسمش را گذاشتیم سرماخوردگی روحی! این سرماخوردگی را می‌توان ناامیدی و افسردگی داوطلبان کنکور گفت! یکی از مهم‌ترین دلایل این سرماخوردگی روحی یکنواخت شدن شرایط و خستگی مزمن است؛ زیرا حدود 7 ماه شرایط یکنواخت بوده! اما یکی از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از این سرماخوردگی این است که: هفته‌ای 6-4 ساعت به تفریح و کار موردعلاقه خود بپردازیم. این تفریح برای کنکوری‌ها استراحت قسمتی از برنامه درسی آن‌ها است و در اصل مدیریت بهتر انرژی تا روز کنکور می‌شود. لطفاً به خاطر تفریح کردن احساس گناه نکنید. هر کس با توجه به امکانات، روحیات و نیاز خود می‌تواند چگونگی استراحتش را تعیین و مدیریت کند.

یک نکته مهم: در این زمان باید «بدون کنکور» زندگی کنید و کاری انجام دهید که از آن لذت می‌برید.
تقسیم انرژی و حفظ آن تا روز کنکور، هنر بسیار مهمی است که می‌توانید آن را با 4-6 ساعت تفریح در هفته ایجاد کنید.

خب تا به اینجا در رابطه با 7 اصل برنامه‌ریزی میان‌مدت صحبت کردیم که به طور خلاصه عبارتند از:

دونده ماراتن نباشید
ساعت مطالعه روزانه
تنوع مطالعاتی
ایجاد شناوری در برنامه
واحد مرور
ورزش هوازی ساده
تفریح هفتگی

مهمترین گام برنامه ریزی درسی، برقراری تعادل و چینش دروس در برنامه است. که در بسته برنامه ریزی به سبک یک مشاور، با گام های عملی این را به شما عزیزان آموزش داده ایم.

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

اصول برنامه ریزی درسی قسمت اول از امیر مسعودی

اصول برنامه ریزی درسی قسمت اول از امیر مسعودی

برنامه‌ریزی هفتگی حکم راهنمای مسیر برای شماست، ذهن ما اساساً عادت ندارد به موارد کلی پاسخ بدهد این یعنی؛ اگر ما به هرروز به خودمان بگوییم که تو آدم موفقی باید بشوی، ذهن ما هیچ عکس‌العملی به این گفته نشان نمی‌دهد و مطمئناً ما هم هیچ کاری در راستای موفق شدن برنمی‌داریم پس باید دقیق و کوتاه به او بگوییم که چه‌کاری را باید انجام دهد. برنامه‌ریزی هفتگی برای ما هم حکم موارد دقیق و کوتاه را دارد زیرا وقتی یک استراتژی کلی به ذهنمان می‌گوییم او نمی‌داند که الآن باید چه‌کار کند، پس برای اینکه این موضوع را برای او مشخص کنیم باید پس از تعین استراتژی، برنامه جزئی را بر اساس مباحثی که در برنامه کلی تنظیم‌شده است تهیه کنیم. راستی تا یادم نرفته؛ یک فیل را لقمه، لقمه می‌خورند! (ضرب‌المثل انگلیسی)

برای برنامه‌ریزی هفتگی باید 3 مرحله را انجام دهیم، این 3 مرحله عبارت‌اند از:

شناخت و رعایت اصول برنامه‌ریزی هفتگی
برقراری تعادل در برنامه
چینش برنامه

اصل اول: دونده‌ ماراتن نباشید!

در این مقاله قصد دارم اولین اصل برنامه ریزی درسی را به شما بگویم. تقریباً اکثر دانش‌آموزان سخت‌کوش در جلسه اول مشاوره با من به یک نکته مشترک اشاره می‌کنند و آن این است که: آقای مطلبی نمی‌دانیم چرا باوجود 8-7 ساعت درس خواندن در روز، به نتیجه دلخواه خود نمی‌رسیم. خب مطمئناً در این مورد عامل کمیت یعنی؛ ساعت مطالعاتی داوطلب تقریباً در سطح مطلوبی است پس عامل مهم‌تری را باید مدنظر قرارداد و آن کیفیت مطالعه است.

یکی از مهم‌ترین دلایلی که اکثر دانش‌آموزان با ساعت مطالعه بالا نتیجه نمی‌گیرند این است که: معمولاً روزی 10-8 ساعته به‌طور پیوسته و بدون بازیابی انرژی مطالعه می‌کنند و این‌یکی از بزرگ‌ترین دام‌ها در درس خواندن می‌باشد. این فعالیت‌های طولانی و بی‌وقفه باعث کاهش بازده و نرسیدن به هدف مطلوبمان می‌شود بنابراین؛ بدن انسان برای داشتن بیشترین عملکرد باید مانند دونده دوی سرعت باشد یعنی؛ انرژی زیادی را در یک بازه مصرف کند و سپس به بازیابی انرژی بپردازد. در این اصل مفصل‌ به این موضوع خواهیم پرداخت.
روز خود را مانند ورزشکاران دوی سرعت شروع کنید و به همین شکل نیز ادامه دهید! نه مثل دوندگان ماراتن!!!

از طرفی مطابق تحقیقات صورت گرفته مطالبی که در ابتدا وانتها‌ی واحد زمانی مطالعه می‌شوند، دارای حداکثر یادآوری خواهند بود.

بنابراین: اگر داوطلبی بدون وقفه بیش از 3 ساعت مطلبی را مرور و مطالعه کند دارای دو زمان حداکثر یادآوری خواهد بود. درحالی‌که اگر همین حجم در 3 زمان یک‌ساعته مطالعه شود، دارای 6 زمان حداکثر یادآوری خواهد بود.

پس ما باید در بازه‌های معینی درس بخوانیم، سپس استراحت کنیم و دوباره شروع به درس خواندن کنیم؛ اما دوست دارم قبل از گفتن بهترین زمان برای یک واحد مطالعاتی، یک آزمایش علمی جالب را برای شما مطرح کنم. در سال 1950 دو دانشمند بسیار معروف به نام‌های کلیت‌من و اسنیسکی در مورد خواب انسان تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که خواب انسان به بازه‌های زمانی کوتاه‌تری تقسیم می‌شود که هر بازه زمانی حدود 90 تا 120 دقیقه است؛ بنابراین کسی که فکر می‌کند 8 ساعت در خواب بوده، درواقع 4 یا 5 بخش 90 تا 120 دقیقه‌ای را خوابیده است. بدن انسان طوری است که بین این زمان‌ها با کوچک‌ترین اتفاق می‌تواند بیدار شود و سپس باز به خواب عمیق می‌رود و باز به حالت بیداری بر‌می‌گردد؛ بنابراین خوابیدن فرآیندی تناوبی است که در بازه‌های زمانی 90 تا 120 دقیقه‌ای تکرار می‌شود.

اما شاید فکر کنید که می‌خواهم در رابطه با خواب برای شما صحبت کنم اما متأسفانه باید بگویم سخت در اشتباهید!

داستان در این جالب می‌شود که در سال 1970 یعنی 20 سال بعد دانشمندان به نتیجه شگفت‌انگیزتری می‌رسند و متوجه می‌شوند که این دوره تناوبی 90 تا 120 دقیقه‌ای در زمان بیداری هم تکرار می‌شود و این آغاز یک تحول در کشف راز کارایی و عملکرد انسان بود.

به‌عبارت‌دیگر، وقتی بیدار هستیم زمان‌های بیداری ما به دوره‌های 90 تا 120 دقیقه‌ای تقسیم می‌شود که در آغاز هر دوره ترشح هورمونی، ضربان قلب، فعالیت مغزی و تمامی موارد در بهترین حالت ممکن خودشان هستند. بعد از حدود 60 دقیقه عملکرد شروع به کاهش می‌کند و زمانی می‌رسد که در نقطه‌ای بین 90 تا 120 دقیقه، بدن انسان به‌شدت احساس می‌کند نیاز به بازیابی انرژی و استراحت دارد. اگر ما در این شرایط، یعنی زمانی که بدن تشخیص می‌دهد نیاز به بازیابی و استراحت دارد کاری را ادامه بدهیم، معمولاً نتیجه اضطراب شدید، عدم تمرکز، خستگی و حتی گرسنگی بی‌موقع خواهد بود. در این صورت عملکرد ما کاهش می‌یابد.

سؤال مهم آن است که این بازه‌های زمانی در چه زمانی از روز آغاز می‌شوند؟ یعنی ما در چه زمانی از روز در حداکثر کارایی خود هستیم؟

وقتی ما از خواب بیدار می‌شویم و یک صبحانه مفید و مقوی می‌خوریم، در شرایط حداکثر کارایی هستیم و می‌توانیم یک کار مهم و سخت را آغاز کنیم و این کار مهم ما چیزی نیست جز مطالعه برای موفقیت در آزمون‌سراسری.

البته ممکن است خیلی‌ها بگویند ما نمی‌توانیم 90 دقیقه یکجا بنشینیم! برای این افراد یک پیشنهاد دارم، این افراد بهتر است واحد‌های مطالعاتی خود را از 50 دقیقه مطالعه، 10 دقیقه استراحت شروع کنند و به‌صورت تدریجی به 90 دقیقه مطالعه و 20 تا 30 دقیقه استراحت برسانند.

البته ممکن است خیلی‌ها مبحث آهنگ مطالعه، توان هر شخص و… را پیش بکشند و به این تحقیقات ایراد بگیرند اما در طی این سال‌ها نتیجه افزایش کارایی این تحقیق از طریق تجربه به من اثبات‌شده و به‌صراحت می‌توانم بگویم برای تمامی دانش‌آموزان و داوطلبان کاربردی است. ضمناً این بازه بهترین حالت ممکن برای مطالعه است که در آن فرصت تمرکز و انجام تکالیف وجود دارد و با استفاده از این اصل می‌توان از موضوع «ورود به حوزه خاکستری ممنوع» که در بحث برنامه‌ریزی روزانه به آن اشاره خواهم کرد، بهترین استفاده را برد.

بازه مطالعاتی = 90 دقیقه مطالعه + 20 الی 30 دقیقه استراحت و بازیابی انرژی
یا
بازه مطالعاتی = 75 دقیقه مطالعه + 15 دقیقه استراحت و بازیابی انرژی

 

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

بهترین استراتژی برنامه ریزی درسی از امیر مسعودی

بهترین استراتژی برنامه ریزی درسی از امیر مسعودی

مدیریت زمان دروغی بیش نیست!

دو سؤال می‌خواهم از شما بپرسم:

سؤال اول: شما در یک شبانه‌روز چند ساعت زمان در اختیاردارید؟
سؤال دوم: رتبه 1 کنکورهای سال گذشته در یک شبانه‌روز چند ساعت زمان در اختیار داشتند؟ و شاید بهتر است بگوییم رتبه 1 امسال در رشته شما در یک شبانه‌روز، چند ساعت زمان در اختیار دارد؟

احتمالاً متوجه شده‌اید که می‌خواهم در رابطه با چه موضوعی با شما صحبت کنم، بله عدالت زمانی. همه افراد روی این کره خاکی در طول یک شبانه‌روز یک مقدار زمان معینی را در اختیاردارند همگی 24 ساعت؛ یعنی اینشتین، ادیسون بیل گیتس‌ و همه‌کسانی که به موفقیت‌های چشمگیری رسیدند همگی ازنظر در اختیار داشتن زمان با سایرین در یک رده بودند اما آن‌ها دید بهتری نسبت به استفاده از زمان داشتند. پس تا به الآن راستش را بخواهید، داشتند به شما دروغ می‌گفتند! بله یک دروغ به‌ظاهر راست. مگر می‌شود چیزی را که ثابت است مدیریت کرد؟! اما می‌توان از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد؛ یعنی در اصل می‌توان بهره‌وری را بالا برد اما نمی‌توان آن را مدیریت کرد، شاید این تفکر با تفکر عموم مردم در تناقض باشد. البته یادم می‌آید یک‌بار این موضوع را دریکی از کلاس‌هایم مطرح کردم و یکی از شاگردانم گفت آقا ما صبح یک ساعت زودتر از خواب پا می‌شویم که بتوانیم روزی 25 ساعت مطالعه کنیم! و در اون نقطه بود که مسیر زندگی من به‌کلی عوض شد J فکر می‌کنم عدالتی بزرگ‌تر از این وجود نداشته باشد که همه‌ی ما یک‌زمان ثابت در اختیارداریم، اما مهم نحوه‌ی استفاده از آن است که می‌تواند تفاوت میان افراد موفق و ناموفق را مشخص می‌کند. در این مقاله به شما آموزش خواهم داد که چگونه مانند یک رتبه برتر کنکور به زمان نگاه کنید و الگوی فکری و مدل ذهنی خود را شبیه آنان کنید تا بتوانید مانند آنان رفتار کنید و به نتیجه‌ی مطلوب خود یعنی؛ قبولی در شهر و رشته‌ی موردعلاقه خود برسید.

شما نمی‌توانید زمان را مدیریت کنید؛ بلکه فقط می‌توانید کارهای خود را الویت بندی کنید! و برای آن‌ها برنامه ریزی …

1 نفر بجای 10 نفر

حتماً شما هم مثل خیلی‌های دیگر فواید برنامه‌ریزی را می‌دانید اما من می‌خواهم به شما فقط یک نکته در باب اهمیت زمان بگویم و آن این است: به ازای هر یک‌دقیقه‌ای که برای برنامه‌ریزی خود وقت می‌گذارید، 10 دقیقه در اجرا صرفه‌جویی می‌کنید. راستش را بخواهید این جمله من نیست، این جمله از برایان تریسی مدرس و نویسنده در حوزه فنون مدیریت زمان می‌باشد و فکر می‌کنم توضیح بیش از این در این رابطه، حوصله شما را سر ببرد. اگر آماده‌اید بریم سر اصل مطلب …

برنامه‌‌ریزی بعد چهارم در آزمون سراسری

همیشه این سؤال از من پرسیده می‌شود که بزرگ‌ترین تفاوت میان برنده‌ها و بازنده‌ها در کنکور چیست؟ و پاسخ من همیشه به این سؤال این است: برنامه‌ریزی برای بعد چهارم و مهتر از آن اجرای آن برنامه. البته این مسئله فقط در کنکور مطرح نیست بلکه برنامه‌ریزی یکی از بارزترین تفاوت افراد موفق و ناموفق در کل جهان است در تمامی مراحل زندگی کسی در کارش موفق است که برنامه مشخصی برای کارهایش داشته باشد در غیر این صورت واضح است که عملکرد به‌شدت افت می‌کند و اصطلاحاً باری به هر جهت است؛ اما به نظرم بهتر است از این مقدمه‌ها در این کتاب پرهیز کنیم چون اکثر شما اهمیت برنامه‌ریزی را می‌دانید، پس برویم سراغ اصل مطلب.

برنامه‌ریزی برای کنکور از سه بخش اصلی تشکیل‌شده است:

برنامه‌ریزی بلندمدت (سالیانه و فصلی)
برنامه‌ریزی میان‌مدت (هفتگی)
برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت (روزانه)

قسمت اول: برنامه‌ریزی بلندمدت

در ایم مقاله قد دارم در رابطه با قسمت اول برنامه ریزی یعنی استراتژی درسی با شما صحبت کنم. دورنمای هر کاری در زندگی است که‌ سبب کسب موفقیت‌های بزرگ می‌شود. آقای برایان تریسی در کتاب معروف «قورباغه‌ات را قورت بده» به نقل از دکتر ادوارد بن فیلد، استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «دید بلندمدت» دقیق‌ترین عامل حرکت اقتصادی و اجتماعی روبه رشد در آمریکاست. یکی از مشکلات عمده داوطلبان این است که دید بلندی نسبت به آینده تحصیلی خود ندارند اما برنامه‌ریزی کلان به ما مثل یک کبریت در یک مکان تاریک کمک می‌کند که کلیات مسیر خود را بدانیم. برنامه‌ریزی بلند‌مدت پایه برنامه‌ریزی‌های آتی ما را یعنی؛ برنامه‌ریزی هفتگی و روزانه تشکیل می‌دهد.

در یک‌کلام: خشت اول موفقیت یعنی پیش رفتن با یک استراتژی و برنامه بلندمدت صحیح

برنامه‌ریزی کلان و یا همان برنامه‌ریزی بلندمدت، دورنمای کار ما در برنامه‌ریزی است. برنامه‌ریزی بلندمدت از دو بخش تشکیل‌شده است:

استراتژی درسی
برنامه‌ریزی فصلی

آیا می‌دانید در جنگ چه کسی پیروز می‌شود؟

شاید جواب شما این باشد: طرفی که نیروی بیشتری (سرباز بیشتری) در اختیار دارد یا سلاح‌های پیشرفته‌تر؛ اما این‌‌ها دلایل فرعی پیروزی‌ یک کشور در جنگ‌ است. در جنگ گروهی موفق می‌شود که استراتژی بهتری داشته باشد. استراتژی در اصل یعنی شیوه‌ی چینش نیرو‌ها و برنامه‌ی کلی برای پیروزی. راستش را بخواهید کنکور هم به دلیل وجود رقابت در آن به یک جنگ تبدیل‌شده است و همین موضوع باعث می‌شود عده‌ای برنده این جنگ بشوند که استراتژی بهتری داشته باشند.

تعیین نقشه درسی اولین و مهم‌ترین اقدام در برنامه‌ریزی اصولی است. الکس مک‌کنزی متخصص مدیریت زمان می‌گوید: عمل بدون فکر، موجب شکست است. برای برنامه‌ریزی بلندمدت دو گام را باید طی کرد:

قدم اول: تعیین استراتژی درسی است؛ که پایه برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت‌تر ما را تشکیل می‌دهد.
قدم دوم: مدت پس از تعیین استراتژی مناسب با هر شخص پیشبرد برنامه‌ای متناسب با هر زمان است (برنامه‌ریزی فصلی).

قدم اول:

برای تعیین استراتژی درسی شما سه انتخاب ساده وجود دارد که می‌توان گفت استراتژی درسی هر دانش‌آموز دریکی از این سه گروه باید خلاصه شود:

گروه اول: در یک مدرسه یا آموزشگاه که همه درس‌های پیش‌دانشگاهی و پایه را تدریس می‌کنند، ثبت‌نام کنید.
گروه دوم: در یک آزمون ثبت‌نام کنید و یا از یک مشاور برنامه بگیرید.
گروه سوم: از برنامه تلفیقی استفاده کنید.

گروه اول را اکثراً دانش‌آموزان در‌حال‌تحصیل تشکیل می‌دهند، این دانش آموزان الویت پیشروی برنامه‌شان، بر اساس تدریس دروس دبیرانشان می‌باشد جلوتر توضیح خواهم داد که این دانش‌آموزان چگونه به سرفصل‌ها و بودجه‌بندی آزمون‌های آزمایشی که در آن شرکت کرده‌اند برسند و پیشرفت قابل‌توجهی در آن‌ها داشته باشند.

گروه دوم را غالباً داوطلبان فارغ‌التحصیل تشکیل می‌دهند، برنامه‌ریزی برای این گروه از چند جنبه از حساسیت بیشتری برخوردار است زیرا؛ اولاً ممکن است این عزیزان در این دام این توهم بیفتند که وقت زیادی در اختیاردارند و بدون برنامه‌ریزی پیش بروند و به نتیجه‌ای که می‌خواهند نرسند دوماً اگر به‌صورت دلبخواهی بخواهند درس بخوانند در پایان سال با مشکل عدم جمع‌بندی دروس مواجه خواهند شد. ای افراد بهتر است در یک آزمون آزمایشی استاندارد با جامعه آماری مناسب شرکت کنند و مبنای پیشروی دروس خود را بر بودجه‌بندی آزمون قرار دهند.

گروه سوم را داوطلبانی تشکیل می‌دهند که در مدرسه (و یا آموزشگاهشان) تمامی دروس سال‌های پایه و سال چهارم به‌طور کامل تدریس نمی‌شود. این افراد باید از برنامه تلفیقی استفاده کنند یعنی؛ دروسی که دبیر تدریس می‌کند را با سرفصل‌های تدریس شده پیش ببرند و دروسی را که درجایی به آن‌ها تدریس نمی‌شود را با برنامه آزمون مطالعه کنند. گام اول برنامه شما دریکی از سه گروه برنامه بالا قرار خواهد گرفت.

قدم دوم:

در هر مقطع زمانی و یا تقریباً هر فصل شما باید یک برنامه ویژه‌ای داشته باشید؛ که در رابطه با این موضوع جداگانه در مقاله‌های بعدی صحبت خواهم کرد.

پس ما تا به این‌جا استراتژی درسی خود را معین کردیم. مرحله بعدی که مهمتر است؛ نوشتن برنامه هفتگی و شخصی برای خودمان می‌باشد.

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور