مقالات

مدل ذهنی رتبه های برتر کنکور از امیر مسعودی

مدل ذهنی رتبه های برتر کنکور از امیر مسعودی

همه‌ی ما عاشق این هستیم که راز و رمزهای افراد موفق را بدانیم. گاهی این افراد، میلیاردرهایی هستند که از صفر شروع کرده‌اند، بعضی وقت‌ها ورزشکارانی که از زمین خاکی و گاهی اوقات هم‌رتبه‌های برتر کنکور؛ اما دانستن این راز و رمزها به‌تنهایی کمک خاصی به ما نمی‌کند؛ بلکه فقط اطلاعات ما را بالا می‌برند. در این مقاله قصد دارم در رابطه با 7 عامل مشترک بین رتبه‌های برتر کنکور برای شما صحبت کنم. اگر هدف شما برای کنکور به‌اندازه کافی بزرگ است، خواندن این مقاله، شما را با مدل ذهنی رتبه‌های برتر آشنا می‌کند و می‌تواند نقشه موفقیت شما هم باشد.

از ابتدا می‌دانستند که از آنچه می‌خواهند!

اگر همین‌الان، از بسیاری از دوستان خود بپرسید که می‌خواهند چه رشته و چه دانشگاهی قبول شوند؟ به‌احتمال‌زیاد این پاسخ را خواهید شنید: که حالا بگذار برای بعد کنکور! اول ببینیم رتبه‌مان چند می‌شود، تازه آن موقع تصمیم می‌گیریم که کجا برویم! یادتان باشد افراد موفق به‌صورت تصادفی موفق نشده‌اند، بلکه آن‌ها از میان صدها گزینه پیش‌روی خود موفقیت را انتخاب کرده‌اند. حال شما فرض کنید رتبه کنکورتان 1 شده! شاید فرض عجیبی باشد؛ اما اگر رتبه شما 1 بود چه رشته و چه دانشگاهی را انتخاب می‌کردید؟ اولین چیزی که به ذهن شما رسید، آرزوی شماست. آرزوی خود را در یک خط واضح و دقیق بنویسید تا بدانید قرار است تا روز کنکور برای چه چیزی بجنگید.

عجیب باورش کرده بودند!

یکی از مهم‌ترین مشترکات بین اکثر رتبه‌های برتر این بود که همگی این باور را در خود پرورش داده بودند که به هدفشان خواهند رسید؛ یعنی اگر مصاحبه‌های آن‌ها را موردبررسی قرار دهید این مورد حتماً به چشمتان خواهد خورد که من می‌دانستم رتبه‌ام زیر 20 می‌شود. یا این جمله که گرچه در چند آزمون‌های آزمایشی ترازم افت کرد اما من می‌دانستم که رتبه‌ام خوب می‌شود. پس بعد از تعیین هدف، مهم‌ترین کار شما، ایجاد باور رسیدن به هدف است. شما لایق آن هدف یک‌خطی که بالا نوشتید هستید.

بهانه ممنوع بود!

واقعیتش بعضی وقت‌ها صحبت کردن با برخی از افراد، باعث می‌شود که آدم به این فکر کند که خودش چقدر بهانه‌گیر و تنبل است! شاید عجیب باشد اما برخی از رتبه‌های تک‌رقمی و دورقمی کنکور، دچار حوادث بسیار تلخی شده بودند که می‌توانستند راه افسردگی را انتخاب کنند. به‌عنوان‌مثال یکی از این عزیزان پدر و برادر خود را در یک سانحه ازدست‌داده بود. شخصی دیگر، یکی از دست‌هایش، در یک تصادف با اتومبیل قطع‌شده بود و دیگری به دلیل کوچک بودن منزل، مجبور بود که شب‌ها با نور راه‌پله درس بخواند! آیا شما بهانه‌هایی بزرگ‌تر از این‌ها هم دارید! ژان پل سارتر جمله عجیبی دارد که می‌گوید: اگر یک افلیج قهرمان دو نشود، مقصر صد در صد خود اوست! پس تا اطلاع ثانوی بهانه‌گیری ممنوع و همیشه این جمله را به خود بگویید که مهم‌ترین عامل موفقیت، فقط من هستم …

عاشق بودند!

شما دو راه بیشتر ندارید: راه اول، یا اینکه باعلاقه به مدرسه و کلاس بروید و هرروز به این فکر کنید که قرار است بامطالعه این کتاب‌ها و اجرای این برنامه به آرزو و هدفم برسم پس این‌ها وسیله رسیدن من به هدفم هستند. راه دوم، این است که هرروز غر بزنید و وقتی هم در حال مطالعه هستید مدام فلسفه‌بافی کنید که چرا من باید این‌ها را بخوانم، این‌ها به چه دردی می‌خورد و غیره؛ که مطمئن باشید نتیجه زیاد خوبی از این روش نخواهید گرفت؛ اما درنهایت ما به نظر شما احترام می‌گزاریم …

بدون برنامه غیرممکن بود!

همه رتبه‌های برتر به این موضوع اقرار می‌کردند که برنامه‌ریزی پایه موفقیت آن‌ها را تشکیل می‌داده؛ اما اگر این بار تصمیم دارید برای خود برنامه‌ریزی کنید، مراقب باشید که این برنامه نیز، به سرنوشت شوم برنامه‌هایی که قبلاً برای خود باذوق و شوق نوشته‌اید دچار نشود و برای همیشه روی کاغذ باقی نماند. بهترین کار این است که یک برنامه خوب با اجرای عالی داشته باشید. پیشنهاد من به شما این است که اولاً برنامه‌ای منطبق بر واقعیت بنویسید و ثانیاً تعادل را در آن رعایت کنید. البته می‌توانید از یک مشاور هم در این زمینه کمک بگیرید.

زندگی جاری است!

کم نیستند دانش‌آموزانی که به بهانه کنکور زندگی را بر خود و هم بر خانواده حرام می‌کنند. این افراد استدلالشان این است که اگر فقط درس بخوانند و هیچ کار دیگری انجام ندهند به موفقیت خواهند رسید! اما بررسی‌های ما چیزی غیرازاین را نشان می‌دهد یعنی اکثر رتبه‌های برتر اعتقاد داشتند که باید مهمانی‌ها و تفریح‌های بیهوده را کم کنند اما قطع کردن در مدل ذهنی آن‌ها نبودآا. پیشنهاد ما به شما این است که در هفته 4 الی 6 ساعت به تفریح موردعلاقه خود بپردازید و یادتان باشد که این تفریح اتلاف وقت نیست؛ بلکه شما در حال شارژ انرژی روحی خود، برای هفته آتی هستید.

این کتاب راز مشترک آن‌ها بود!

به‌جرئت می‌توانم بگویم تمامی رتبه‌های برتر، در یک مورد اتفاق‌نظر داشتند و آن، منبع طراحان سؤالات آزمون سراسری بود! بله منبعی استراتژیک و فراموش‌شده. آن‌ها تقریباً در تمامی دروس یک‌بار متن کتاب درسی را مطالعه کرده بودند و در دروس تمرینی مثل ریاضی و فیزیک، تمرینات کتاب درسی را یک‌بار حل کرده بودند و منبع دوم آن‌ها، تست‌های آزمون‌های سراسری سال‌های گذشته بود. ازنظر رتبه‌های برتر این تست‌ها یک‌بارمصرف نبودند بلکه یک منبع ارزشمند، برای پیش‌بینی روند سؤالات کنکور به شمار می‌آمدند. پس شما هم حتماً یک‌بار کتاب درسی را مطالعه نمایید و از حل تست‌های آزمون‌های سراسری نیز غافل نشوید.

شما هم سال دیگر می توانید جزو رتبه های برتر باشید و به هدف خود دست پیدا کنید به شرطی که از همین لحظه این اصول را رعایت کنید

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

جای بهتری برای زندگی کردن از امیر مسعودی

جای بهتری برای زندگی کردن از امیر مسعودی

هرلحظه در این کره خاکی، به ازای هر نفری که از دنیا می‌رود یک شخص دیگر، چشم به این جهان باز می‌کند. این قانون طبیعت است: قدیمی‌ها می‌روند و جدیدها می‌آیند. ما انگار بعضی‌ها هیچ‌وقت قصد ندارند این دنیا را ترک کنند و در کمال تعجب همیشه زنده هستند! و جالب اینجاست افرادی برای همیشه زنده می‌مانند که دنیا را جای بهتری برای زندگی کرده‌اند. بزرگانی مثل استیو جابز، اینشتین، پروفسور حسابی، امامان و پیامبران و … اما یک سؤال: قبول دارید که اگر می‌خواهیم جهان را جای بهتری برای زندگی کردن بکنیم اول باید زندگی خودمان را عالی کنیم تا بعداً با علمی که داریم، ثروتی که داریم، مهارت‌هایی که داریم و … این امکان را برای دیگران به وجود بیاوریم که آن‌ها هم زندگی بهتری داشته باشند! پس این‌طور باید خلاصه کنم که اول باید خودمان را بسازیم و بعد دنیا را …

بر سنگ‌قبر یک کشیش (دروست مینستر انگلستان) چنین نوشته‌شده است:

آن هنگام که جوان بودم و فارغ از همه‌چیز و تخیلم مرز و محدوده‌ای نمی‌شناختم؛ در سر آرزوی تغییر دنیا را می‌پروراندم. بزرگ‌تر و خردمندتر که شدم، دریافتم که جهان تغییرناپذیر است؛ پس افق اندیشه‌ام را محدودتر کردم و تصمیم گرفتم که کشورم را تغییر دهم؛ اما این اتفاق هم نیفتاد!

پس از سال‌ها زندگی و تجربه، آخرین تلاش ناامیدانه خودم را صرف تغییر خانواده‌ام کردم اما؛ افسوس آن‌ها نیز که نزدیک‌ترین افراد به من بودند تغییر نکردند.

اکنون در بستر مرگ آرام آرمیده‌ام، بزرگ‌ترین حقیقت و تجربه زندگی‌ام را می‌خواهم به شما بگویم: تنها اگر خودم را تغییر داده بودم، آنگاه نمونه‌ای می‌شدم برای اعضای خانواده‌ام تا آنان نیز خود را تغییر دهند. باانگیزه و تشویق آن‌ها چه‌بسا کشورم نیز اصلاح می‌شد و شاید با همین روند امروز می‌توانستم دنیا را نیز تغییر دهم …

تمام حرف من همین است که ما باید از خودمان شروع کنیم. یادت باشد صدای عمل ما، به‌مراتب بلندتر از صدای گفتار و حرف‌های ماست. به قول سعدی: به عمل کار برآید به سخن‌دانی نیست. بیا امروز تصمیم بگیریم که باکارهایی که می‌کنیم، با تلاش و اراده‌ای که داریم به تمام رؤیاهایمان برسیم و بعدازآن مطمئن باش که حرف‌هایی که می‌زنیم، کاریزماتیک‌ترین حرف‌های تاریخ بشر خواهد بود؛ و ما سازنده بخشی از تاریخ کشورمان خواهیم شد. این را از من همیشه به یاد داشته باش که معمولی بودن ساده است چون همه می‌توانند به این شکل باشند، اما فوق‌العاده بودن نه!

مهم نیست که ما تا الآن چقدر کم‌کاری کرده‌ایم! چقدر بهانه آورده‌ایم! خواستن هیچ‌وقت برابر با توانستن نبوده و نخواهد هم بود. امروز ما فعل خواستن را باهم قرار است صرف کنیم تا به توانستن برسیم. بهترین فرصت برای شروع همین الان است نه هفته آینده، شنبه و فردا. بین هزاران دیروز و میلیون ها فردا فقط یک الان وجود دارد. فرصتی که قرار است ما را به هدف‌هایمان برساند همین لحظه است. دوست دارم همین الآن رشته و دانشگاه هدف خودت را در بر روی یک برگه بنویسی و امضا کنی که هر کاری که از دستت برمی‌آید برای رسیدن به این هدف بزرگ انجام دهی. این امضا قرار است سند موفقیت تو باشد که مسلماً حق توست. بعد از امضا کردن این سند فقط یک گام دیگر تا موفقیت فاصله‌داریم و آن تلاش برای اجرای برنامه درسی است. قرارمان این است که ما برای تغییر دنیا از خودمان شروع کنیم تا بعد از مرگمان همه از ما به‌عنوان یک قهرمان یاد کنند. کسی که خوب زندگی کرد و زمین را جای بهتری برای زندگی دیگران کرد.

 

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

متن انگیزشی امروز از امیر مسعودی

متن انگیزشی امروز از امیر مسعودی

سلام. امیدوارم که حالت عالی باشه و هر روز عالی تر از قبل …

امروز قراره که در مورد موضوعی مهم باهات صحبت کنم. موضوعی که روش تصمیم‌گیری تو رو تو زندگی به کلی تغییر میده و انگیزش زیادی برای درس خوندن بهت میده. نمی‌دونم این افسانه قدیمی رو در مورد عقاب، شنیدی یا نه اما داستانی در رابطه با این موجود وجود داره که واقعاً مو به تن آدم سیخ می‌کنه!

عمر عقاب 70 سال است ولی وقتی به 40 سالگی که می‌رسد چنگال‌هایش بلند شده و انعطاف گرفتن طعمه رو دیگه نداره. نوک‌تیزش، کند و بلند و خمیده می‌شه و شهبال‌های کهن‌سالش براثر کلفتی پر، به سینه‌اش می‌چسبه و پرواز رو براش جهنم می‌کنه. در این هنگام عقاب بر سر دوراهی مهمی قرار می‌گیره. اینکه مثل مرغ روی زمین فقط راه بره و یا دوباره متولد شود و مثل قدیم آسمون رو زیر پر و بالش بگیره؟! انتخاب با عقاب است که به زندگی خود را همان جور که می‌خواد ادامه بده و یا اینکه …

اما چگونه ممکنه که دوباره متولد شود؟ عقاب به قله‌ای بلند می‌رود نوک خود را آن‌قدر بر صخره‌ها می‌کوبد تا کنده شود و منتظر می‌ماند تا نوکی جدید بروید با نوک جدید تک تک چنگال‌هایش را از جای می‌کَند تا چنگال نو دربیاد و بعد شروع به کندن پرهای کهنه می‌کنه. این روند دردناک حدود 150 روز طول می‌کشه ولی … پس از 5 ماه عقابی تازه متولد می‌شه که می‌تواند 30 سال دیگه با زندگی کنه ولی این بار عقابی باعظمت.

کاری ندارم که این افسانه، واقعی هست یا نه! از لحاظ علمی اثبات شده که همچین اتفاقی می‌افته یا نه؟! اما من می‌خوام از این داستان یه درس مهم برای خودم و خودت بگیرم، درسی از جنس تغییر. عقاب می‌تونست انتخاب کنه که زنده باشه و به همون وضع قدیمی به زندگیش ادامه بده، اما یادت باشه در اینصورت، فقط زنده بوده و زندگی نمی‌کرده! زنده بودن با زندگی کردن از زمین تا آسمون فرق دارن با هم. اما فقط انسان‌های کمی این فرق رو متوجه میشن و خوش به حال اونایی که، اونجور که دلشون می‌خواد زندگی میکنن. این جمله رو همیشه با خودت بگو: یا چیزهایی رو که دوست دارم رو بدست میارم، یا چیزهایی رو که دارم باید دوست داشته باشم. انتخابش با خودته. آدم‌های موفق اجازه نمی‌دن که هیچکس برای آینده‌شون تصمیم بگیره. اونا معمار آینده و زندگی خودشون هستن.

امروز روز تصمیم‌گیری توست روزی که قراره تصمیم بگیری که عادت‌های غلط خودتو اصلاح کنی و برای آینده و آرزوهای بزرگی که تو ذهنت داری بجنگی. امروز، روز تحول توست. روزی که قراره دوباره متولد بشی و با خودت و خدای خودت عهد ببندی که برای رسیدن به هدفت هیچی کم نذاری. من هم به تو قول میدم تا آخرین لحظه (تاخود کنکور و حتی بعدش!) در کنارت باشم و روش مطالعه، برنامه‌ریزی و انگیزش لازم برای رسیدن به هدفت رو بهت یاد بدم. امروز روز تولد دوباره توست پس …
تولدت مبارک!

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

کتاب درسی منبع فراموش شده، از امیر مسعودی

کتاب درسی منبع فراموش شده، از امیر مسعودی

مطمئناً این را همه ما میدانیم که بدون شک اولین و اصلی‌ترین منبع طراحان سؤالات کنکور، کتاب درسی است، اما شاید جزو دسته‌ای از دانسته‌هایمان باشد که می‌دانیم درست است اما به آن عمل نمی‌کنیم! بعضی از دانش‌آموزان برای ادراک مبحث تدریس شده، به جزوه معلم اکتفا می‌کنند و به سراغ کتاب درسی نمی‌روند؛ درحالی‌که در چند سال اخیر اهمیت کتاب درسی در کنکور سراسری پررنگتر شده و هرساله شاهد این موضوع هستیم که از تمرین‌ها و مثال‌های حل‌شده‌ی کتاب درسی به‌طور مستقیم و حتی بدون تغییر عدد، سؤالات نسبتاً زیادی طرح‌ می شود.

اما سوالی که باید از شما بپرسم این است که آیا شما قدر این منبع باارزش را می‌دانید؟
به دلایل زیر خواندن خط به خط کتاب درسی باید از اولویت‌های شما باشد:
1. اگر داوطلبان بتوانند بر متن کتاب‌ها تسلط کامل یابند در پاسخ دادن به سؤالات از سرعت و اطمینان خاطر بیش‌تری برخوردار می‌شوند
2. بسیاری از دانش‌آموزان تصور می‌کنند برخی از درس‌ها مانند فیزیک نیازی به خواندن خط به خط کتاب ندارد درحالی‌که برخلاف تصور آنان، با خواندن کتاب‌های فیزیک خیلی بهتر می‌توانند مفاهیم را درک کنند و درنتیجه فهم تست‌ها نیز آسان‌تر می‌شود.
3. خواندن مثال‌های کتاب درسی، تمرین‌ها، حاشیه‌ها، زیر‌نویس‌ها یا شکل‌های کتاب درسی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ زیرا معمولاً طراحان برای سنجش میزان دقت داوطلبان، حدود 10 الی 20 درصد سؤالات هر درس را به این بخش‌ها اختصاص می‌دهند.

4. مهم‌تر از همه طراحان سؤالات کنکور کتاب درسی را به‌عنوان منبع طرح سؤالات خود قرار می‌دهند (نه جزوه معلم شما و کتاب فلان انتشارات را …)

5. بررسی سؤالات آزمون سراسری سال‌های گذشته نشان می‌دهد که بسیاری از سؤالات حتی بدون تغییر عدد از کتاب درسی طرح می‌شوند.

اما شاید خواندن نظرات داوطلبان برتر سال‌های گذشته در رابطه با کتاب درسی بتواند نظر شما را در رابطه با این منبع طلایی عوض کند:

محمد استادمحمدی، رتبه‌ی 1 ریاضی سال 91:به نظر من مهم‌ترین منبع، همان کتاب‌ درسی است. من حتی در کنکورهای سال‌های پیش چند سؤال دیدم که عیناً از کتاب درسی مطرح‌شده بودند. سؤالات کنکور فقط از کتاب‌های درسی است و قرار نیست چیزی خارج از کتاب‌های درسی طرح شود.

سینا دل آذر، رتبه‌ی 9 تجربی سال 90:در مورد درس‌های عمومی آن‌قدر از کتاب درسی خوانده بودم که خط به خط کتاب را حفظ بودم. به نظرم در تک‌تک کلمات کتاب‌های درسی، حکمتی نهفته است. تأکید اصلی من روی کتاب درسی بود. فایده‌ای ندارد چند تا کتاب را باهم بخوانیم؛ چون بیش‌تر کتاب‌ها درست مانند کتاب درسی هستند.

محمدرضا طبری، رتبه‌ی 10 تجربی سال 90:هرکسی الآن به من زنگ می‌زند و می‌پرسد که چه‌کار کند، می‌گویم: «اول کتاب درسی‌ات را بخوان.» زمانی فکر می‌کردم که کتاب درسی اصلاً مهم نیست و باید جزوه بخوانم و تست بزنم. بعد که پیش‌دانشگاهی آمدم و سؤالات کنکور را دیدم، متوجه شدم که کتاب‌های درسی چقدر مهم هستند. فکر کنم کتاب درسی زیست دوم، سوم و پیش‌دانشگاهی را دقیقاً 50 بار خواندم؛ یعنی فقط کتاب را می‌خواندم و زیاد تست زیست نزدم. به نظر من در کنکور، بچه‌ها را از این نظر می‌سنجند که بفهمند چه‌ کسی کتاب درسی را درست خوانده است. به نظرم بچه‌های سال بعد سعی کنند اول، کتاب درسی را بخوانند، دوم کتاب درسی را بخوانند و سوم هم کتاب درسی را بخوانند. اگر وقت آوردند، سراغ تست بروند. این پیشنهاد را برای درس ریاضی نمی‌دهم؛ چون در ریاضی حتماً باید تست کار کنند؛ ولی برای زیست و زمین‌شناسی سعی کنند به کتاب خیلی تکیه داشته باشند.

درنهایت پیشنهاد من به شما این است که پس از تدریس معلم حتماً آن فصل را حداقل یک‌بار از روی کتاب بخوانید و برای یک‌بار هم که شده خود را محک بزنید و ببینید که آیا می‌توانید از پس برخی تمرینات کتاب درسی بربیایید یا نه؟!

 

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

انگیزشی از امیر مسعودی

انگیزشی از امیر مسعودی

صبح ساعت 5:30 از خواب بیدار میشوی و با خود کمی فکر می‌کنی، حتی فکر کردن به آن هم مضطربت می‌کند اما چاره‌ای نداری و باید از جایت بلند شوی. مادرت در حال آماده کردن صبحانه است گویی او هم کمی عجله دارد. از خودت می‌پرسی انگار برای این‌ها مثل اینکه مهمتر است تا خودم. دست و صورتت را می‌شوری و پای میز صبحانه می‌شینی همه انگار ادای افراد آروم را در می‌آرند کمی این موضوع عصبانیی‌ت می‌کنه ولی ترجیح می‌دی که تو هم آرامشت را حفظ کنی. صبحانه‌ات که تمام می‌شود لباس‌هایت را می‌پوشی و آماده می‌شوی برای رفتن به سمت حوزه. در طول مسیر پدر و مادرت سعی دارند حرف‌هایی بزنند که تو رو آروم کنه ولی آشوب دلت بیشتر از این حرفاست که بخواد با این حرفا آروم بشه. فکرش را هم نمی‌کردی انقدر زود بگذرد از جلسه اول مشاوه‌ات 10ماه می‌گذرد. در تمام مسیر حوزه یکسال گذشته‌ات را مرور می‌کنی. سالی که مثل برق و باد … .

جلوی حوزه که میرسی مادر هایی را می‌بینی که زیر انداز انداخته‌اند و تسبیح در دستشان است و در حال دعا کردن‌اند. ساعت 7:20 است و پدر و مادرت با آرزوی موفقیت‌ات با تو خداحافظی میکنند که وارد حوزه شوی. چندتا از دوستات رو می‌بینی. می‌ری سمتشون و باهاشون احوال پرسی می‌کنی. با هم می‌رید سمت ساختمان دانشکده برق که روی کارتتون نوشتهو محل حوزه مدرسه شماست. بعد از پیدا کردن صندلی‌ات بطری آب معدنی‌ات رو میزاری کنارش و جامدادی‌ات رو روی میز. داریخودت رو برای یک نبرد 4 ساعت و 10دقیقه‌ای آماده می‌کنی.

ساعت 12:30 است. مراقب‌ها در حال جمع کردن پاسخ‌برگ‌ها هستند. برگه‌ات رو تحویل میدی و میای از ساختمان دانشکده بیرون. بیرون از حوزه غلغله است. ترافیک عجیبی بوجود اومده وقتی میای بیرون همه با نگاه‌های مشتاق میپرسن که: چطور بود؟

و تو میگی …

خب ازت می‌خوام برای چند ثانیه چشماتو ببندی و با خودت فکر کنی که دوست داری چه جوابی به پدرو مادرت بدی؟! می‌دونم که دوست داری جوابی بدی که خستگی این یکساله از تنشون در بیاد. حق میدم بهت چون برات خیلی زحمت کشیدن و با معرفتی که از تو سراغ دارم می‌دونم نمی‌خوای که جلوشون شرمنده بشی.

اما بنظر من از پدر مادرت مهمتر، کسی که تو وقتی میری جلوی آینه میبینیش. آره از همه مهمتر خودتی. دوست داری بعد ازکنکور چه حسی داشته باشی؟ دوست داری چشات برق بزنه و با اطمینان و آرامش بگی من هر چه در توان داشتم رو انجام دادم و از خودم راضی‌ام یا بگی کاش بیشتر تلاش می‌کردم و به حرف مشورم گوش می‌دادم. و این رو بدون هیچ چیز تو این دنیا بهتر از این حس نیست که انسان از خودش احساس رضایت بکند.

عاشق یک جمله از بزرگی هستم که می‌گوید: اشک‌هایی که بعد از شکست می‌ریزیم، همان عرقی است که برای پیروزی نریخته‌ایم؛ و خودت الآن قضاوت کن واقعاً از صد درصد توانایی‌هایت استفاده کرده‌ای؟ فکر کنم جوابت به این سؤال من، خیر باشد.

پس از همین الان تصمیمت را بگیر که عرق تلاشت مانع از اشک شکستت بشه و از امروز تلاش‌هایت را به شکلی هدف‌دار کن که به موفقیتت منجر بشه. موفقیت نتیجه یک اقدام خیلی بزرگ نیست بلکه نتیجه یک تصمیم بزرگ است که با اقدام‌های متوالی و مستمر به نتیجه‌ای طلایی منجر می‌شه. اون سه‌نقطه‌ای که بالا دیدی در اصل جوابی باید باشد که خودت به خودت، برای اعلام درصد رضایت از خودت بدی. من مطمئنم هدفی بزرگ تو ذهنت داری. پس همین الآن تصمیم بگیر که دوست داری این … جای خالی بالا را با چه کلمات و احساساتی پرکنی. این تصمیم فقط با توئه. منتظر شنیدن این خبر خوب بعد از تک‌تک موفقیت‌های زندگی‌ت هستم.

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور

مقالات

دوستان یک کنکوری! افزایش دهنده یا نابود کننده از نظر امیر مسعودی

دوستان یک کنکوری! افزایش دهنده یا نابود کننده از نظر امیر مسعودی

چندی پیش در رابطه با جلسه مشاوره یکی از شاگردانم به موضوعی برخوردم، که به نظرم درس عملی بزرگی برای خود من داشت …

جلسه اول مشاوره علی، برای من یکی از به‌یادماندنی‌ترین جلسات مشاوره‌ام شد. علی اساساً درس نمی‌خواند، در آزمون‌ها تقلب می‌کرد (و جالب اینکه مشاور پارسالش هم این موضوع را نمی‌دانست و به قول خود علی کار خاصی برایش نکرده بود)، در زندگی جدی نبود و … فکر کنم حدس زدن آینده این فرد با توجه به روندی که داشت برای هیچ‌کس سخت نباشد. من وقتی در جلسه اول تفریحات و برنامه‌های علی را شنیدم، باید اعتراف کنم از تعجب شاخ در آوردم! چون کمی با تفریحات عموم بچه‌های دیگر تفاوت داشت. ولی در هر صورت من به‌ عنوان مشاور علی وظیفه داشتم او را از این وضعیت نجات بدهم؛ پس تصمیم گرفتم چند کار اساسی برایش انجام بدم.

و الان هم تصمیم دارم به تو، یکی از اون کارهای مهم را که برای علی انجام دادم، که باعث تغییر روند زندگی‌اش شد را بگم تا تو هم در زندگی‌ات دچار این اشتباه نشوی.

یکی از مشکلاتی که علی داشت، که مانع درس خواندنش می‌شد این بود که به قول خودش رفیق‌باز بود و این یعنی: علی یه مشت دزد وقت، دور خودش جمع کرده بود و نمی‌ذاشتن اون چیزی رو که لایقش هست روبهش برسه.

یکی از کارهایی که من کردم فیلترسازی و غربال کردن به‌ اصطلاح رفیق‌های علی بود! چرا به‌ اصطلاح رفیق؟ چون دوست واقعی آدم‌ رو بالا می بره نه اینکه تازه مانع پیشرفت آدم هم بشه. به قول قدیمی‌ها: ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان. (خوبه به بعضی‌ها بگیم دشمن در لباس دوست) پس این‌ها دوست واقعی نبودند در ضمن خودشان که هدف و برنامه نداشتند هیچ، علی را هم بی‌انگیزه می‌کردند.

بعد از حذف دوست‌های اضافی علی، مجبورش کردم یکی از دوستاش که به‌ صورت کاملاً تصادفی و عجیب درس خون بود رو باهاش صمیمی‌تر بشه و به علی تو درساش کمک کنه چون با انگیزه بودن اون می تونست علی رو هم با انگیزه کنه و این موضوع شاید به‌ ظاهر کم‌اهمیت و شاید اصلاً از نظر خیلی‌ها بی‌اهمیت، تغییر بزرگی در روند پیشرفت علی گذاشت چراکه به فرموده‌ی امام صادق: انسان بر آیین دوست خویش است. پس همین‌ الان یه نگاه به لیست دوستات بنداز و ببین چه کسایی رو برای همیشه باید باهاشون رابطه‌ات رو کم کنی و یا حتی قطع رابطه؛ چون نه من نه تو با آینده‌ات شوخی نداریم.

جیم ران که یک نویسنده و سخنران در حوزه موفقیت بود می‌گوید: «هر شخص، میانگین 5 نفری است که وقت خود را با آن‌ها بیشتر می‌گذراند.» در واقع شما هیچ وقت از متوسط اطرافیانتان زیاد فراتر نمی‌روید و این موضوع زیاد عجیبی هم نیست. پس یکی از راه‌هایی که می‌توان با استفاده از آن پیشرفت قابل توجهی کرد این است که: در انتخاب کسانی که بیشتر در کنارشان هستیم دقت بیشتری به خرج دهیم تا ما را هم مثل خودشان بالا بکشند.

امیر مسعودی مدرس برتر فیزیک کنکور